تبلیغات
ترک گناه

ترک گناه
امام علی (ع): توبه و بازگشت به خدا واجب است و ترک گناهان از آن واجب تر 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
نثار گل روی مهدی چندتا صلوات حاضری بفرستی؟







بسم الله الرحمن الرحیم
قبل از اینکه سخنم را بیان کنم، دو تا داستان زیبا را می خواستم یادآوری کنم. شاید قبلاً شنیده باشید، اما می خواستم جنبه ی خاصی ازآن را مورد توجه قراردهیم:

داستان اول:
روزی حضرت امام موسی کاظم علیه السلام از کوچه های بغداد می گذشتند. از یک خانه ای صدای عربده و تار و تنبور بلند بود، می زدند و می رقصیدند و صدای پایکوبی می آمد و همه مشغول عیاشی و فسق و فجور بودند. اتفاقاً کنیزی از منزل بیرون آمد در حالی که آشغالهایی همراهش بود و گویا می خواست بیرون بریزد. امام علیه السلام به او فرمود صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟ سؤال عجیبی بود.آن زن گفت: از خانه به این مجللی این را نمی فهمی؟ این خانه ی «بُشر» است، یکی از رجال، یکی از اشراف، یکی از اعیان، معلوم است که آزاد است. امام علیه السلام فرمودند: بله، آزاد است، اگر بنده بود که از مولای خود می ترسید و ازاین کارها نمی کرد و این سر و صداها از خانه اش بلند نبود. حال، چه جمله های دیگری رد و بدل شده است دیگر ننوشته اند، همین قدر نوشته اند که اندکی طول کشید و مکثی شد. امام رفتند. بُشر متوجه شد که چند دقیقه ای طول کشید تا آن زن به خانه برگردد. آمد نزد او و گفت: چرا معطل کردی؟ زن درپاسخ گفت: یک مردی مرا به حرف گرفت گفت: چه گفت؟ گفت: یک سؤال عجیبی از من کرد. چه سؤال کرد؟ از من پرسید که صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟ گفتم البته که آزاد است. بعد هم گفت: بله، آزاد است، اگر بنده بود که از مولای خودش می ترسید و ازاین کارها نمی کرد و این سر و صداها از خانه اش بیرون نمی آمد. بُشر گفت: آن مرد چه نشانه هایی داشت؟ علائم و نشانه ها را که گفت، فهمید که حضرت امام موسی بن جعفرعلیه السلام است. گفت: کجا رفت؟ از این طرف رفت.بُشر پاهایش برهنه بود، به خود فرصت نداد که برود کفشهایش را بپوشد، برای اینکه ممکن است آقا را پیدا نکند. پای برهنه بیرون دوید. (همین جمله در او انقلاب ایجاد کرد. ) دوید، خودش را انداخت به دامن امام و عرض کرد: شما چه گفتید؟ امام فرمود: من این را گفتم. فهمید که مقصود چیست. گفت: آقا! من از همین ساعت می خواهم بنده ی خدا باشم، و واقعاً هم راست گفت. از آن ساعت، دیگر بنده ی خدا شد.
به احترام این زمان، بُشر دیگر هیچگاه کفش به پایش نکرد و همواره پابرهنه بود و لقب "الحافی" ازآن او شد(یعنی پابرهنه).
اما چه چیزی سبب شد که چنین توفیقی نصیب او شود! ؟
روایت شده که مدتی قبل از این حادثه، روزی بُشر ازجایی عبور می کرد، نام خدا را روی صفحه ای برروی زمین دید(برروی کاغذهایی که درآن زمان استفاده می شد.). آن را برداشت و بوسید و برکناری قرارداد. یعنی حرمت نام خدارا نگه داشت. به همین سبب توفیق توبه و بندگی واقعی، نصیب او شد و عاقبت به خیر شد.

 

داستان دوم:
روزی شخصی نزد حضرت امام سجاد علیه السلام آمد و گفت: فلان مقدار پولی را که از من قرض گرفتی، پس بده!
امام علیه السلام فرمودند: من از شما پولی نگرفتم که پس بدهم.
ولی آن مرد همچنان برگفته ی خود اصرارداشت. تا جایی که کاربه شکایت و دادگاه و قاضی رسید.
قاضی هم مثل همه ی مردم می دانست که هیچکس راستگوتر از امام علیه السلام نیست. اما به هرحال باید به شکایت هرکسی رسیدگی شود.
قاضی از آن مرد، مدرک یا شاهدی خواست تا ادعایش را ثابت کند. اما آن مرد، هیچ چیزی برای اثبات ادعایش نداشت اما همچنان برگفته ی خود اصرارداشت.
درچنین مواردی، کافی است کسی که از او شکایت شده، قسم بخورد که راست می گوید، بنابراین رأی دادگاه به سود او خواهد بود و کار تمام می شود.
قاضی از امام علیه السلام خواست که به خداوند یکتا سوگند یاد کند که هیچ پولی به او بدهکار نیست.
امام علیه السلام درآن لحظه به غلامش گفت که برود و از خانه آن مقدار پول را بیاورد. غلامش رفت و پول را آورد. امام علیه السلام، همان مبلغی را که او می خواست به او داد.
همه تعجب کردند. همه یقین داشتند که امام علیه السلام، هرگز دروغ نگفته. پس چرا پول او را داد با اینکه هیچ بدهی ای به او نداشت!
امام سجاد علیه السلام فرمودند: من به خاطراموردنیا قسم نمی خورم.
-------------------

سَبِّحِ اسْمَ رَ‌بِّكَ الْأَعْلَى=نام پروردگار بلند مرتبه ات را پاک و منزه بشمار.
(سوره ی اعلی/آیه ی یکم)

یکی از عوامل بسیارمهم درجذب رحمت و برکت خداوند و جلب توفیقهای گوناگون، حفظ حرمت نام خداوند است.
اگرچه قبل ازهرچیزی باید حرمت خود خدا را حفظ کنیم. یعنی وقتی می دانیم که خداوند، ما را می بیند هرگزکاری نکنیم که او نمی پسندد. اما بعد از خود خدا، حفظ حرمت نام خدا هم بسیارمهم است. چرا که می بینیم که درآیه ی یکم سوره ی مبارکه ی اعلی، به چنین کاری، تأکید شده و همچنین معصومین علیهم السلام که الگوی زندگی ما هستند هم به چنین عملی می پرداختند.
می بینیم که حضرت امام سجاد علیه السلام، حاضر شد آن مقدار پول را بپردازد اما قسم نخورد با اینکه حق با او بود. باز هم به نام مقدس خداوند متعال، قسم نخوردند.
اما ما چه کار می کنیم؟
- چای می خوری؟ - نه به خدا!!!!!!!!!
- واقعاً فلان شد. والا. به قرآن!!!!!!!
- چی بگم والا!!! نه والا!!! آره والا!!!


هرگز جای تعجب ندارد که مردم از بدبختی و بدشانسی مکرر خود شکایت داشته باشند. وقتی که حرمت نام کسی را نگه نمی داریم، چگونه انتظارداریم که او برای ما روزی و خیروبرکت بفرستد!؟
بُشرِحافی دردوران جاهلیت خود که ازانجام گناه، رویگردان نبود بازهم حرمت نام خداوند را نگه داشت. ما اندازه ی یک فرد فاسق و فاجر هم نیستیم؟!
چرا بعضی از مردم، عادت دارند وقتی یک حرف خنده داری می زنند و دیگران می خندند، فوری درپاسخ به خنده ی آنها می گویند"والا به قرآن!!!". چرا وقتی که برای سوال دیگران، پاسخی ندارند می گویند: "چی بگم والا"!!!!!!
واقعاً این کارها بیانگر اوج نفهمی و حماقت است. چرا که خداوند متعال، انسان خاکی را اشرف مخلوقات عالم قرارداده، اما ما نام خداوند بلند مرتبه را درحد بی ارزش ترین چیزها پایین می آوریم! وای برما!

چرا کتابی را که می دانیم نام خدا درآن نوشته شده، پرت می کنیم یا به روی زمین می اندازیم یا پا بررویش می نهیم؟
چرا آن قسمت روزنامه ای که نام خدا درآن هست به عنوان شیشه پاککن یا زیرانداز و امثال آن استفاده می شود؟ چرا انقدر بیهوده قسم می خوریم؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟
واقعاً خداوند، خیلی مهربان و بخشنده است که با وجود این همه گستاخی و بی شرمی ما، بازهم ما را ازرحمت واسعه ی خودش دور نکرده.
شاید بعضیا بگویند: "این چیزهای ظاهری مهم نیست. مهم، عمله. یعنی مهم اینه که آدم تو عمل، خوب باشه. مهم اینه که آدم تو عمل به دستورهای خداعمل کنه. این کارهای کوچیک ظاهری که فایده ای نداره"!!!
درپاسخ به این افراد به سه نکته اشاره می کنیم:
1- اگرچه این کارها بسیارساده و کوچک به نظر می رسند، ولی کسی که همین کارهای ساده را نتواند انجام دهد قطعاً کارهای بزرگترازاین را هم نمی تواند. کسی که به همین سادگی، نمی تواند حرمت نام خدا را حفظ کند، چگونه می تواند از گناههای خیلی بزرگ، روگردان شود؟ آن که خیلی سختتر است.
2- این افراد می گویند که مهم این است که آدم درعمل، پیرو دستورهای خدا باشد. درواقع، همین حفظ حرمت نام خدا هم دستورخداست(
سَبِّحِ اسْمَ رَ‌بِّكَ الْأَعْلَى=نام پروردگار بلند مرتبه ات را پاک و منزه بشمار.).
3- حفظ نکردن حرمت نام خدا مقدمه ای است برای گناهان بزرگتر. مثلاً کسی که قسم خوردن، تکیه کلامش شده و برای هرچیز بیخودی قسم می خورد، قطعاً از قسم خوردن دروغ برای منافع مختلف مثل به دست آوردن پول و غیره هم خودداری نخواهد کرد.

گذشته ازاینها حفظ حرمت نام خدا یکی از راههای جذب رحمت و برکت بیشتر و توفیقهای افزون تر است. مثل همان توفیقی که نصیب جناب بُشرحافی-رحمة الله علیه- شد.
هم اکنون تصمیم بگیریم که ازاین به بعد، حرمت نام مقدس الله را نگه داریم....


به موازات حفظ حرمت نام خدا، باید حرمت چیزهای دیگررا نیز حفظ کرد.
مثل حرمت نام معصومین علیهم السلام. هرگزنباید درموارد بیهوده و غیرضروری، نام مبارک آن اشخاص را برزبان خود جاری کنیم. هرگز نباید بیهوده به نام مقدس آنان قسم بخوریم. هرگز نام آنان را بدون درودفرستادن برآنان، نگوییم و ننویسیم به ویژه نام مبارک رسول اکرم-صلی الله علیه و سلم- را و همچنین نام حضرت ولیعصر-عجل الله تعالی فرجه الشریف-.
اگربا کسی درارتباط هستیم که نام یکی از انبیاء یا معصومین درشناسنامه ی اوست، همواره نامش را با احترام، صدا کنیم و ازتمسخرنامش و صفت دادن به او، جداً اجتناب کنیم که عواقب خطرناکی دارد.
اینکه امروزه در نامگذاری خیابانها و میدانها و بیمارستانها و... از نام مقدس معصومین علیهم السلام استفاده می کنند هم بعید است که کار درستی باشد.

می بینیم که یکی از برنامه های دشمنان اسلام، همین است که می خواهند این حرمتها را بشکنند. با ساختن فیلمها و عکسها و شبکه های اجتماعی و آهنگهای مبتذل برضد اهل بیت اطهر علیهم السلام، قصد دارند این حرمتها و احترام ها را از ذهن ما ببرند.
پس در اهمیت حفظ حرمتها تردیدی باقی نمی ماند. چرا که اگر مهم نبود دشمنان اسلام، این همه برای از بین بردنش تقلا نمی کردند.
یکی از برنامه های شوم آنها نیز این است که گاهی درمیان دوستان و خودیها نفوذ می کنند و برنامه هایشان را از سوی کسانی هدایت می کنند که ما فکرش راهم نمی کنیم. به این صورت که وارد سینما و تلویزیون ما می شوند و می کوشند که چهره ی معصومین را درسریالها و فیلمهای ما نشان دهند. بی دلیل نیست که می بینیم چقدرکارگردانها اصراردارند چهره ی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام را دررسانه ها نشان دهند. شاید اینها همه مقدمه هایی باشد برای برنامه ی دقیقی به منظور شکستن حرمتها و آسیب زدن به دین مبین اسلام.
پس به لطف و قدرت خدای متعال می کوشیم از این پس با حفظ حرمت نام اهل بیت، بینی شیطان و پیروانش  را به خاک سیاه بمالیم.

همواره حرمت قرآن کریم را حفظ کنیم. به آن قسم نخوریم، چیزی برروی آن قرارندهیم، به آیاتش دست نزنیم، بدون وضو به سراغش نرویم، هنگام مطالعه ی آن، پای خود را دراز نکنیم و آن را ببوسیم، هنگامی که قرآن، تلاوت می شود سکوت کنیم و...
همه می دانیم که خوارج، دشمنان حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بودند. روزی یکی از خوارج در مسجد کوفه در وسط خطبه های امام علیه السلام یا دروسط نمازجماعت، شروع به خواندن آیاتی کرد که منظورش ازآن آیات، کنایه به امیرالمؤمنین علیه السلام بود. اما بازهم امیرالمؤمنین علیه السلام، سکوت می کردند تا آیه ای که او می خواند تمام شود و سپس ایشان ادامه می دادند.
این است حفظ حرمت قرآن کریم.

حرمت اذان را حفظ کنیم.
حرمت مسجد را نگه داریم.
حرمت روزهای شهادت معصومین علیهم السلام را نگه داریم.
حرمت روزهای فاطمیه را نگه داریم.
حرمت روزجمعه را حفظ کنیم.
حرمت نان را نگه داریم.
......

امیدواریم که خداوند متعال، مارا شایسته ی حفظ حرمت ها کند....
برای سلامتی و تعجیل درظهورامام زمان علیه السلام... صلوات
اللهم صلی علی محمد و آل محمد



برچسب ها: حفظ حرمت نام خدا و نام معصومین و قرآن، داستان بُشر حافی و داستانی از حضرت امام سجاد علیه السلام و امیرالمؤمنین علیه السلام و امام موسی کاظم علیه السلام، راه جذب و جلب برکت و رحمت و توفیق الهی و علت مهم سلب توفیق و دفع برکت، ضررهای قسم خوردن، فواید حفظ حرمت نام خدا، سَبِّحِ اسْمَ رَ‌بِّكَ الْأَعْلَى،
[ یکشنبه 10 فروردین 1393 ] [ 03:00 ق.ظ ] [ امیدوار به رحمت الهی ]

گناهکار نادم
یکشنبه 10 فروردین 1393 06:25 ب.ظ
قرآن کریم می فرماید برای شما بهتر است که حرمت خدا را نگه دارید. همچنین حرمت پیامبر نگه داشتن یعنی پیامبر اسلام (ص) واجب الاحترام است و نمی توان و نباید به ساحت مقدس آنحضرت اساعه ادب نمود. حفظ حرمت اهل بیت نیز حفظ حرمت خداست. بی احترامی به قرآن نیز بی احترامی به کسی است که قرآن از طرف او نازل شده است. هتک حرمت به مون هتک حرمت به ایمان اوست. حرمت مومنین یکی از شعب حفظ حرمت خداست و کسی که حرمت مومن را بشکند حرمت خدا را شکسته است.
خیلی ممنون بابت مطلب زیبا و آگاه کننده ای که نوشتید.
پاسخ امیدوار به رحمت الهی: السلام علی من اتبع الهدی
سپاسگزارم استاد..........سلامت و سربلند باشید
التماس دعا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


سوره نساء آیه ۳۱: ﴿إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِیمًا﴾ «اگر از گناهان بزرگی كه از آنها نهی می‌شوید دوری گزینید، گناهان كوچكتان را از شما می‌زداییم‌ و شما را در جایگاهی ارجمند و پركرامت در می‌آوریم.»
این وبلاگ جهت آگاهی و بیداری شما جوانان عزیز نوشته شده و تمامی مطالب آن، از منابع معتبر مذهبی، علمی و پزشکی برداشته شده اند. در ضمن شما میتوانید برای ارسال فایل های مربوط به این مبحث، از قبیل فیلم ها و عکس های تاثیرگذار، متن و... با ایمیل javantej10@gmail.com تماس بگیرید تا با نام خودتان در وبلاگ درج شود و به این ترتیب ما را در این راه یاری کنید و اجر خود را از خدای متعال بگیرید.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :