تبلیغات
ترک گناه

ترک گناه
امام علی (ع): توبه و بازگشت به خدا واجب است و ترک گناهان از آن واجب تر 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
نثار گل روی مهدی چندتا صلوات حاضری بفرستی؟







روزی یکی از علما که ساکن شهرمقدس کربلا بود، خواب عجیبی می بیند.
در رویا می بیند که :
مرد جوانی وارد حرم مطهر حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام می شود. و می گوید: "السلام علیک یا اباعبدالله". سپس صدایی از داخل ضریح می آید و پاسخ سلام او را می دهد!یعنی حضرت امام حسین علیه السلام، پاسخ سلامش را داد. سپس آن مرد جوان، لبخند معناداری می زند و از حرم خارج می شود.

با تعجب از خواب برمی خیزد. متوجه معنی این خواب نمی شود.
مدتی بعد، برای زیارت به حرم می رود.
با تعجب می بیند که همان جوانی که درخواب دیده بود وارد حرم شد و عرض سلام به امام کرد و همان لبخند معنا دار را زد و خارج شد!
آن عالِم، یقین می کند که این همان کسی است که درخواب دیده و قطعاً امام، پاسخ سلام او را داده.
به دنبال آن مرد جوان می رود. درجایی به او می رسد و می پرسد: "شما چه کردید که امام، پاسخ سلام شما را می دهد؟"

مرد جوان با تعجب می گوید: "مگر شما هم شنیدید؟!"
- "نه. من شمارا دررویا دیدم و سلام امام را همانجا شنیدم. لطفاً به من بگویید که چگونه این اتفاق افتاده؟"
مردجوان، خاطره ای را تعریف می کند:

خانه ی ما درفاصله ی نسبتاً دوری از کربلا واقع شده است. من با پدرومادر سالمندم زندگی می کنم. روزی درخانه داشتم به این فکرمی کردم که چگونه می توانم کاری برای والدینم کنم که از من خشنود شوند. فکرخوبی به ذهنم رسید. تصمیم گرفتم که هرهفته یکی از والدینم را سوارالاغی که داریم کنم و به زیارت کربلا بیاورم.
تصمیم خود را عملی کردم. هفته ی اول، مادرم را سوار الاغ کردم و تا کربلا آوردم و برگرداندم.
هفته ی بعدش نوبت پدرم بود. وقتی که پدرم سواربرالاغ شد و خواستیم راه بیفتیم، دیدم که مادرم درحال گریه است.
پرسیدم: "مادرجان چه شده؟"
مادرم گفت: "دلم هوس کربلا کرده! من هم می خواهم بروم."
گفتم: "مادرجان! هفته ی پیش، شما رفتید. این هفته نوبت پدر است. هفته ی بعد بازهم نوبت شما خواهد شد."
مادرم با گریه گفت: "من الان می خواهم."
کمی فکرکردم که چه کنم که مادرم ناراحت نشود.
درنهایت تصمیم گرفتم که مادرم را هم سوار برپشت خودم کنم و والدینم را باهم به زیارت ببرم.
همین کاررا کردم و هردو را با سختی زیاد به کربلا آوردم.
از آن روز، هر موقع که وارد حرم حضرت می شوم و سلام می دهم، پاسخم را می شنوم.


اولین چیزی که خداوند آفرید، لوح و قلم بود.
نخستین چیزی که پس از توحید، با قلم برلوح نوشته شد این بود:
"رضایت خداوند در رضایت والدین است."

به همین مناسبت، درچهارآیه ی قرآن کریم، خداوند پس از امر به پرستش خودش، به نیکی به والدین امرکرده:

=سوره ی انعام/آیه ی صدوپنجاه و یک:
قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَیْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا...
بگو بیایید تا آنچه را که پروردگارتان حرام کرده برایتان بخوانم. چیزی را شریک او قرارندهید و به والدین خود نیکی کنید...


=سوره ی نساء/آیه ی سی وشش:
وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئًا  وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا....
و خداوند یکتا را بپرستید و چیزی را شریک او قرارندهید و به والدین خود نیکی کنید...

=سوره ی بقره/آیه ی هشتاد وسه:
وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا....
و هنگامی که از فرزندان اسرائیل، پیمان گرفتیم که جزخدا را نپرستند و بروالدین خود نیکی کنند....

=سوره ی اسراء/آیه ی بیست و سه:
وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا....
وپروردگارت حکم کرد که جز او را نپرستید و به والدین خود نیکی کنید....

اهمیت نیکی به والدین تا این حد بالاست که پس از پرستش خدا آمده است(یعنی باید تاحد امکان به والدین نیکی کرد فقط طوری که معصیت خدا نباشد.).

حال، هرکسی خود را ارزیابی کند و ببیند خداوند چه قدر از او راضی است!
روزی چند بار به والدین خود بی احترامی می کنیم؟ چند بار با لحن نامناسب و خشونت آمیز با آنها صحبت می کنیم؟ چند بار به آنها اخم می کنیم؟ چند بار با تکبر و خودبرتربینی با آنها صحبت می کنیم؟ روزی چندبار با حرف و رفتارمان دلشان را می شکنیم؟
آیا تاحالا شده مثل همان جوان داستان، فکرکنیم به اینکه چگونه والدین خود را خشنود کنیم؟ آیا اصلاً خشنودی والدین برای ما اهمیتی دارد؟
آیا آن قدر که با دوستان و آشنایان خود با محبت واحترام رفتارمی کنیم، با والدین خود هم برخورد می کنیم؟
آیا والدین خود را فقط درزبان دوست داریم یا درعمل؟
اگر ما جای آن مرد جوان داستان بودیم چه می کردیم؟ آیا مادر را هم همراه خود می آوردیم یا اینکه با تندی و خشونت، پرتوقعی و پررویی و بی منطق بودن او را به سرش می کوبیدیم؟!

بازهم این حدیث را یادآوری می کنم:
اگر کسی به پدرومادرش با خشم نگاه کند، حتی اگر والدینش به او ظلم کرده باشند، خداوند، نماز و روزه اش را قبول نمی کند.

روزی شخصی نزد حضرت امام جعفرصادق علیه السلام آمد و پرسید:
"من مادری سالمند و ناتوان دارم که تمام مدت از او مراقبت می کنم و خودم تر و خشکش می کنم و دقیقاً همان مراقبتهایی را که درکودکی از من می کرد، من ازاو می کنم. آیا توانسته ام حق او را به جا آورم؟"
امام فوراً پاسخ دادند:
"هرگز نمی توانی.". آن شخص پرسید: چرا؟
فرمودند: "زیرا پدر و مادر، فرزندشان را باعشق، نگه داری و خدمت می کنند. اما فرزندان، والدین سالمند خود را به این امید نگه داری می کنند که روزی خواهند مُرد."



درمورد اهمیت خدمت به والدین در مطالب قبلی وبلاگ سخن گفته شده...
توصیه می کنم حتماً این مطلب را کامل، بخوانید(اینجا کلیک کنید)....

امیدواریم که خداوند به همه ی ما توفیق احترام واقعی به والدین را بدهد.....


برچسب ها: احترام به پدر و مادر و محبت به والدین، داستان جوانی که درزیارت کربلا امام حسن علیه السلام پاسخ سلامش را می دادند، اولین چیزی که خداوند آفرید، اولین دستورهای نوشته شده در لوح و قلم، مهمترین دستور خدا پس از توحید، آیاتی که درمورد نیکی به والدین تأکیده نموده اند،
[ چهارشنبه 13 فروردین 1393 ] [ 03:01 ق.ظ ] [ امیدوار به رحمت الهی ]

گناهکار نادم
شنبه 16 فروردین 1393 09:01 ب.ظ
سلام
در واجب بودن احترام به والدین همین بس که خداوند تبارک و تعالی، ما را پس از دوری از شرک، به آن دعوت نموده...
ان شاالله که خداوند به ما توفیق بدهد تا فرزندان خوبی برای پدر و مادرمان باشیم و از دعای خیر آن ها بهره مند گردیم.
در پناه حق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


سوره نساء آیه ۳۱: ﴿إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِیمًا﴾ «اگر از گناهان بزرگی كه از آنها نهی می‌شوید دوری گزینید، گناهان كوچكتان را از شما می‌زداییم‌ و شما را در جایگاهی ارجمند و پركرامت در می‌آوریم.»
این وبلاگ جهت آگاهی و بیداری شما جوانان عزیز نوشته شده و تمامی مطالب آن، از منابع معتبر مذهبی، علمی و پزشکی برداشته شده اند. در ضمن شما میتوانید برای ارسال فایل های مربوط به این مبحث، از قبیل فیلم ها و عکس های تاثیرگذار، متن و... با ایمیل javantej10@gmail.com تماس بگیرید تا با نام خودتان در وبلاگ درج شود و به این ترتیب ما را در این راه یاری کنید و اجر خود را از خدای متعال بگیرید.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :